|
|
|
|
|
چقدر بیدارم انگار تمام خوابهای زندگیم را یک شبه می بینم این عروس ِ سبزپوش از خلوت ِ کدام حجله گریخته است که زنانِ بندر سالهاست در سوگش هلهله می کشند این کیست این کودکِ سر تراشیده ی شیرین که در آغوش ِ من به خوابی بی نطفه فرو رفته است نگاه کن! عکس کاجهایِ وارونه در دلِ آسمان افتاده آه نه! قبل از این که ساعتها زنگ بزنند من بیدار بوده ام تمام ِ شب را با چشمهای باز به جای خالی ِ او نگریسته ام و شعر بافته ام هذیان نمی گویم! من تمام ِ خوابهایم را با چشمهای باز دیده ام و تمام ِ شعرهایم را وقتی که او هرگز باز نیامده بود بافته ام صدای هلهله می آید ساعتهای کوکی زنگ می زنند... زنگ می زنند...
۱۳۷۹.۱۰.۰۵ بیرجند |
||
|
|
|
|
|
این کناره ی کوتاه موجی را بر نمی تابد تا سینه ی دریا چیزی به شب نمانده است پارو بکش!
۱۳۸۱.۱۰.۲۵ تهران |
||
|
|
|
|
|
پاییز اندوهی است که در لیوان چای ته نشین می شود با عطر بوسه های نارنجی و طعم خرمالوی نارس دهانم گس می شود! آفتاب بی رنگ بر پنجره می ماسد و اندوه ذره ذره در لیوان چای ته نشین می شود
۱۳۸۰.۰۸.۰۳ مشهد |
||
|
|
|
|
|
آرامش را به آب می سپارم بی پروائی را به باد صبوری را به زمین و در یا دلی را،به سان همواره ،به آسمان بر خاک چهار زانو می زنم و بلند آوازه می گریم...
۱۳۸۰.۰۳.۱۴ بیرجند |
||
|
|
|
|
|
سرد است درخت توت حیاط را زرد می کند جارو را برمی دارم و زمین را نقاشی می کنم یک آسمان سفید و یک خورشید کبود که از پای درخت توت طلوع می کند
۱۳۸۰.۰۸.۰۴ مشهد |
||
|
|
|
|
|
سرما در من زاده شد زنبوری در گلویم چون من در روزهای آخر خرداد
۱۳۸۱.۱۰.۲۵ تهران |
||
|
|
|
|
|
پیوند من با تو پیوند غمگنانه ی روز است با خورشید آن ساعت بعید که محبوب در کبود غروب مغضوب می شود
۱۳۸۱.۱۲.۰۱ تهران |
||
|
|
|
|
|
سلام! خوشحالم که با اوٌلین یادداشتم بر این دفتر با تو خواننده ی عزیز همراه می شوم. تو که زاده ی سرزمین شعر ی! تو که قلبم برایت میتپد و شعرم ـ پاره ی هستی ام ـ را تقدیمت میکنم! تکتم افشنگ |
||