تبليغاتX
هستم. همین
دفتر شعر با عنوان : آرواره هاى سخافت
 

در بسترت غلت می زنی

تا غلت بزنم

آخرین مهره ام ... آخ!

ناله که می کنم

به خواب می روی

به خواب که رفته ام

خانه را ترک گفته ای

به جای بوسه ات دو دلم

غلت می زنم...

آخ!

۲۳.۰۸. ۲۰۰۴

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 8:26 AM  توسط تکتم افشنگ  | 

 

محبوب من ، دل به دانه های توت سپید بسته بود

من به شانه هاش

خرداد که شکست

از خانه ام گریختم...

۲۰.۰۸ .۲۰۰۴

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 8:19 AM  توسط تکتم افشنگ  | 

 

 

بر من که خویشاوند یکتای من است

خوابهای بی تعبیر مُشتَبَه شده است.

بر قلبم چندی است

ناخوانده تپش نازل می شود

و چشم چپم که سر تا سر روز پریده است

به جای قرص منیزیم،

گویا مسافری را طلب می کند!

روزها که با مردمانی از جنس گوشت و پوست

از سعادت سخن می رانم،

شبخندشان را به صورتم تف می کنند

و شبها زنبورهای بی آزار

(به وزوزی دل انگیز) خوابهایم را می آکنند.

 

شعر هایم را که خشک شده اند

پیچان دل به ورقهای شطرنجی می چسبانم

و تا با خودم جفت می شوم

بر  قلبم تپش نازل می شود...

۰۸.۰۸. ۲۰۰۴

بوخوم

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 3:2 PM  توسط تکتم افشنگ  | 

گلکو!

مجالمان تنگ و باران هم آسیمه سر

از انتهای بوسه مرا آغاز کن!

۲۳.۰۶.۲۰۰۴

بوخوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 2:55 PM  توسط تکتم افشنگ  |