تبليغاتX
هستم. همین
دفتر شعر با عنوان : آرواره هاى سخافت
 

از قوانین جهان بی خبرم

چون سیب هایی که هرگز سقوط نکرده اند

من سیب هستم

و مفعول قانون گرانش

در پی عملیاتی شهادت طلبانه

تا از نیوتن اعاده حیثیت شود

من به دلیل انحراف در شاعرانگی ام

در چشمهای مورب تو

که به سمت گونه هات جاری بود،

رازهای تعبیه نشده کشف کردم

و خواستم در لابراتوار

انگشتان نازک تو را

که در اعصابم جریانی مستقیم می دوانید

جایگزین آهنربای متحرک کنم!

*

قلب کوچک جهان بودم

که درست زیر قلب مادرم روییدم

و چون دهلیزها به بطن ها گشوده شدند

به آهنگی متناوب تپیده شدم

دختران حرف آخر را زدند

من از نیمه بر گشتم!

در من قطعیتی بود

به استحکام برابری جرم با انرژی

تا کمانچه ام را

به افسونگری از اسپانیا

که در " کولتور کافه" ویلن مینواخت،

بفروشم

ـ اگر می یافتمش! ـ

محبوبم را

در "شبی شرقی"

به نوای ویلن فروختم

محبوبم را

با دنیایی که سیگار می کشید

و الکل استعمال می کرد

و به ستارگانش اجازه می داد سو سو بزنند،

تاق زدم!

و عشق مرا به هیچ خرید:

در خیابانی که مه بیتوته کرده بود

در شنبه بازار! که چشمانش از دود سیگار نمی سوخت

و مست نبود که مرا "جان من" خطاب کند

جان خودش

جان خودش

جان خودش

مست مست که نبود!

*

دختری که به سرما خوردگی آلرژی داشت

در شنبه بازار گل سرخ می خرید...

۱۵.۱۰.۲۰۰۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 7:28 PM  توسط تکتم افشنگ  | 

 

سلام

چند وقتی نبودم. دلم تنگ شده بود. اما از این باز گشتن نیز دلم گرفته است...

دلم پیش بهاری است که هنوز بر شاخه های بلند توت حیاطمان جوانی می کند...

و بیش از این در شرح سفر چیزی نخواهم نوشت.

***

دوست داشتم این شعر را زودتر از اینها جایی بیاورم اما حالا بعد از سه سال هنوز هم با به یاد آوردنش قلبم فشرده می شود. چه می گویم! این رنجی که می بریم تا عمر داریم قلبمان را خواهد فشرد...

 

برای عاطفه سهاله که فقط شانزده سال داشت...

 

تیر زهر آلودهء صیاد

پرندهء کوچک!

تو را هم نشان گرفت

تا هنوز پر نگشوده

بال نازکت را به خون نشاند

 

غنچه دختر!

چشمهای جوانت هنوز آسمان را نچمیده بود

و لبانت را

که داغ بوسه های نشکفته بود

بگو

به چندین تبسم گشوده بودی...

 

ساقهء ترد زنبق ، عاطفه!

آرواره های سخافت که نازکای گلویت را خلید

بر دلم اینک قفل می شود

 

رد خون تو را دریای خزر

چگونه نشوید؟

چگونه بشوید

که آسمان نگاه صاف تو را تکثیر کرد...

۰۳. ۰۹. ۲۰۰۴

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 11:56 AM  توسط تکتم افشنگ  |