تبليغاتX
هستم. همین
دفتر شعر با عنوان : آرواره هاى سخافت
اکنون تو اینجایی

گسترده چون عطر اقاقیها...

چند روز است که می خواهم اینجا چیزی بنویسم. توی ذهنم شروع می کنم به نوشتن و بعد حرفها جدا می شوند و در شلوغی کاذب روزمرگی خودشان را گم و گور می کنند...

شعری از دو سال پیش:

استعاره از تاریکی

ماه تمام من پشت پیکرم می سوزد

نا امنی ات را به سینه می فشارم

عشق

پرونده من است

آفتاب اگر تابیده

یا نتابیده

امنیت باز شناختن تو در تاریکی است

هنگام رمانیدنم از آغوش سایه ها

آسمانخراش ها بر نگاهم قد می کشند

عینکت را بردار!

 

دستهامان دلیل بودن ماست

-وسیلهء وسیله ها-

بوسه ببار

بر خطوط نازک انگشتانم

بوسه باران نغمه هات

بر حس پنجم من

شاعر نبودم

که سر انگشتانم آخته ام

رد موسیقی را

بر خطوط پیراهنت دنبال کرد

ماه تمام من

بر دستهایت

می سوزد

۱۰. ۰۶. ۲۰۰۵

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 4:55 PM  توسط تکتم افشنگ  |