تبليغاتX
هستم. همین
دفتر شعر با عنوان : آرواره هاى سخافت

رویای من از خاک سفید شده است

سنگی که با توده های برف

نام مرا پنهان کرده ...

۱۶.۰۱.۲۰۰۸

سلام

این روزها برف و یخ ایران را پوشانده و من در حسرت دیدن برف و البته با نگرانی از شنیدن مشکلاتی که برف و یخبندان به وجود آورده شعری نصفه نیمه و شاید هم پایان یافته! را شکار کردم.

این روزها کماکان شعر سراغم می آید و خوشحالم گرچه هنوز چیزی دستگیرم نشده...

تا بعد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 3:30 AM  توسط تکتم افشنگ  | 

 

شعری از: 

سیروس آتابای چهره ای بزرگ در شعر آلمان
از شاعران ِصدر جنبش حجم

ترجمه رامین ایزدی

حکمی که بر من رفته بود
به هیچ انگاشتم
نام ام را دیگر کردم
و آثارم را
و ترک کردم جائی را
که بخت رهایم کرده بود

گستاخانه بر هیزمی کوبیدم
که آتش در آن نمی گرفت

ناگهان شعله برخاست
و همه سو نور شد

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 1:10 AM  توسط تکتم افشنگ  | 

 

چند روز پیش دوستی که هنرمند بزرگی هم بود می گفت آدم می تواند همه کاره شود اما نمی تواند هنر مند شود...

و من که فکر می کردم همیشه این را می دانسته ام و بدیهی است، یکه ای خوردم و قلبم گرم شد...

انگار روزنه امیدی بود تا دلشوره های سمج بی قواره ام را به زور از آن بیرون کنم! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 2:11 AM  توسط تکتم افشنگ  | 

 

طبیعت زیبا ست

همچون من

که عمیق هستم

چون طبیعت...

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 7:47 PM  توسط تکتم افشنگ  |