تبليغاتX
هستم. همین
دفتر شعر با عنوان : آرواره هاى سخافت
 

شعری از گذشته ها...

 جا مانده رد ‌ّ نفیرم بر شیب خشک صداتان

نفرین به دستان بی شرم بر چشم پرمدعاتان

چشمان گرمم تکیدند از سوز این بی مرامی

لعنت به سرمای بهمن در چک چک لحظه هاتان

نفرین به قلب صبورم نفرین به پاهای زخمی

وقتی که می رفتم از خود در سوگ عشق و صفاتان

جا مانده  رد نفیرم بر شیب تلخ صداتان

لعنت به دستان بی شرم بر چشم پر مدعاتان!

۰۷.۰۹ ۱۳۷۹

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 2:3 AM  توسط تکتم افشنگ  |